وقتی مامان اداره می رود
عزیزم دحتر گلم دیگه داری خانم می شی عزیزم، دیگه مرخصی من تمام شد، باید دیگه می رفتم اداره، ولی به خاطر وجود قشنگ شما تونستم از اداره دورکاری بگیرم، البته باید 2 روز در هفته می رفتم اداره، بابایی خوب شما هم تصمیم گرفت که برای ماشین طرح ترافیک روزانه بگیره که مامانی با یاسی خوشگله راحت بره خونه مامان بهی و از اونجا بره اداره بعد از ظهرها هم بیاد دوباره دنبال یاسی خانم با هم بریم خونه خودمون، دیروز که داشتم می آمدم یه ریسک بزرگ کردم تصمیم گرفتم شما رو بنشونم صندلی جلوی ماشین ، شما که همیشه دختر خوبی هستی از اول تا آخرش خوابیدی وقتی هم که بیدار شدی منم ازت یه عکس خوشگل گرفتم.که یادت باشه شما چقدر دختر خوبی بودی قشنگم. امروز هم که داشتم کار...









